مهارتهای کلیدی ارتباطی با کودکان برای ارتباط مؤثر و é

مهارتهای کلیدی ارتباطی با کودکان برای ارتباط مؤثر و é, برای بسیاری از ما٬ حرفزدن با بچهها کار سادهای نیست. در این مقاله٬ نکات و ترفندهایی را بررسی میکنیم که با رعایت آنها, میتوانیم حتی با داشتن رفتاری دوستانه; قاطع و جدی, به نظر برسیم.

با این اصول, میتوانیم ارتباط مناسبی با هر بچهای در زندگی خود برقرار کنیم.چرا صحبتکردن با بچهها چالشبرانگیز است؟تنهپین برایسون, رواندرمانگر و نویسنده کتاب تربیت کودک برای مغزی یکپارچه بیان میکند فراموش میکنیم که کودک بودن چگونه است. گاهی برقراری ارتباط با بچهها دشوار است, زیرا روال روزهایمان با آنها تفاوت زیادی دارد.

فقط باید پذییریم که افراد با علایق, بینش و شخصیت خاص خودند و سپس با آنها تعامل کنیم.نکات مهم برای ارتباط موفق با کودکان۱.

یافتن نقاط اشتراکمعمولاً نمیدانیم گفتوگو را از کجا آغاز کنیم، اما وقتی موضوعی پیش میآید, بچهها اغلب گفتوگو را ادامه میدهند و پیش میبرند. جملاتی که برای شروع گفتوگو استفاده میکنید بستگی به موقعیت دارد. مثلاً اگر کنار کبابپز هستید, میتوانید بپسید که چاشنی مورد علاقه او چیست یا سؤالاتی کلی مانند اینکه آیا اخیرا ویدئوی خندهداری از حیوانات دیده است بپرسید.

بپسید که اخیرا چه کتاب جالبی خوانده است. این سؤالات اولیه همه برای یافتن نقاط اشتراک هستند.

[elementor-template id="3917"]

با این سؤالات میتوانید علایق مشترک مانند بازی کارتی یا اختلافات کماهمیت مثل اینکه خوردن سیبزمینی سرخکرده با کچاپ خوب است یا نه را پیدا کنید. فهمیدن نقاط اشتراک کمک میکند ارتباط بهتری با کودک برقرار شود.۲. پرسیدن سؤالات مرتبط با حرفهای کودکگام بعدی برای داشتن گفتوگویی خوب با کودکان توجه داشتن است. بسیاری افراد به جای گوش دادن به حرفهای کودک و پرسیدن سؤالات مرتبط, شروع به گفتن داستانی طولی درباره خودشان میکنند.

پرسیدن سؤالات مرتبط نیاز به گوش دادن فعال و فویتنی دارد. کودک نیز فردی با علایق و مهارتهای خاص خودش است که میتوانید از او چیزهایی یاد بگیرید.\برای گوش دادن فعال به حرفهای کودک, گوشی خود را کنار بگذارید, ارتباط چشمی برقرار کنید و لبخند بزنید. نیازی نیست صدایتان را تغییر دهید و کودکانه حرف بزنید. برایسون میگوید کودکان باید احساس امنیت, دیدهشدن, آرامش و اطمینان داشته باشند.

وقتی لبخند میزنید و حالتی آرام دارید, سیگنالهای امنیت و ارتباط را میفرستید.۳. همسطح نشستن با کودکهمسطح. نشستن شما را بسیار مهربانتر نشان میدهد. حتی وقتی سعی میکنید رفتار دوستانه داشته باشید, اگر بالاتر از او đứ باشید, ممکن است کودک احساس ترس کند. بنابراین بهتر است نزدیک کودک روی صندلی بشینید یا زانو بزنید تا مجبور نباشد برای دیدن شما به بالا نگاه کند.۴.

هدایت گفتوگو با توجه به شوروشوق و علایق کودکدر طول گفتوگو خود را کنار بکشید. برخی بزرگسالان فکر میکنند که در گفتوگو با کودکان باید زیاد حرف بزنند, ولی_ دوست دارند که به حرفهایشان گوش دهید. تنها سؤالاتی بپرسید و بگذارید که کودک گفتوگو را پیش ببرد. او گفتوگو را بهسمت چیزهایی میبرد که برایش جالب هستند. بسیاری مواقع این به معنای رفتن به مسیرهایی احمقانه و تخیلی است که برای بزرگسالان دشوار باشد.

برایسون میگوید بزرگسالان بیشتر منطقی و راهحلمحورند. ما فراموش کردهایم که بازیکردن چگونه است.\برای کشف جنبه بازیگوش خود میتوانید سؤالی باز یا حتی مسخره بپرسید. مثلاً بگویید اگر بخواهید رستورانی باز کنی که فقط ۳ غذا سرو میکند این غذاها چه خواهند بود؟ شوروشوق کودک را نادیده نگیرید. اگر کودک به بسکتبال علاقهمند است و شما به ورزش اهمیتی نمیدهید, از او بخواهید درباره بازیکن مورد علاقهاش حرف بزند.

اگر اخیرا چیزهای زیادی درباره برنامههای رایانهای یاد گرفته است, سعی نکنید دانش خود را به رخ او بکشید. او را تشویق کنید چیزهایی را که یاد گرفته است به شما بگوید.۵. برجِ کردن جزئیات صحبتهای قبلیوقتی با کودک گفتوگوی دوستانهای داشتید و نقاط مشترکی پیدا کردید, میتوانید ارتباطی همیشگی با او ایجاد کنید. به یادآوردن جزئیات و بازگشت دوباره به آنها در گفتوگوهای بعدی مهم است.

مثلاً اگر به شما گفته است که به تیم فوتبال پیوسته, از او بپسید که این فصل چگونه بوده است.۶. کمک یا راهنمایی خواستنکودکان عاشق حلکردن مشکلات بزرگسالان هستند. مشکلی ساده و نهچند جدی را که در طول روز با آن مواجه شدهاید, به او بگویید. کودک دوست دارد که فرصتی برای یافتن راهحل برای مشکل شما داشته باشد. مثلاً بگویید نمیدانم برای تولد دوستم چه بخرم.

میتوانی در انتخاب هدیه به من کمک کنی؟ یا آخر هفته میخواهم به سینما بروم ولی دودلم. بهنظرت کدام فیلم خوب است؟۷. تمجیدهای واقعی و دلگرمکنندهروی تلاشها و شخصیت کودک تمرکز کنید نه چیزهای تی و ظاهری. تمجیدهای مفیدند اما تأثیر زیادی ندارند. در عوض روی کاری تمرکز کنید که کودک انجام میدهد.

تمجیدهای خاص تأثیر بسیار بیشتری دارند و باعث میشوند راحتتر با بچهها ارتباط برقرار کنید.\مثلا چیزهایی مانند خیلی خوب اسبها را نقاشی میکنی, با آن کفشهای اسکیت واقعا قوی به نظر میرسید و خیثر مهربان هستی که خوراکیهایت را با برادرت تقسیم میکنی بسیار واقعیتر از این هستند که مثلا بگویید رنگ چشمهایت خیلی زیباست! یا چه خانواده بزرگی داری.۸.

پرسیدن سؤالات بازپرسیدن سؤالات بله یا خیر برای ادامهیافتن گفتوگو چندان مفید نیستند. از کودک بخواهید درباره فکر یا احساس خود توضیح دهد. پیش از پرسیدن سؤال آن را در ذهن خود مرور کنید. اگر کودک میتواند با یکیدو کلمه به آن پاسخ دهد, سعی کنید سؤالتان را تغییر دهید. مثلاً پرسیدن اینکه امروز در مدرسه چه خوبی افتاد؟ بسیار بهتر از این است که بپرسید امروز مدرسه چطور بود؟۹.

علاقه نشاندادننظرات کوتاه و دلگرمکننده موجب میشود که کودک بفهمد به حرفهایش گوش میدهید. وقتی کودک داستانش را تعریف میکند, در طول گفتوگو خود را علاقهمند نشان دهید. عباراتی مانند خیلی جالب است یا ادامه بده به کودک نشان میدهد که به حرفهایش اهمیت میدهید.۱۰. قطعنکردن حرفهای کودکوقتی داستانی هیجانانگیز را برای دوست خود تعریف میکنیم دوست نداریم که او حرف ما را قطع کند و خودش شروع به صحبت کند.

همین اصل درباره بچهها نیز صدق میکند. به بچهها زمان کافی بدهید تا آنچه را در ذهنشان دارند بگویند, حتی اگر در یافتن کلمات مناسب مشکل داشته باشند. وقتی حرفشان تمام شد, میتوانید پاسخ دهید و نظر خود را بیان کنید.۱۱. کودک با نام اواین کار برای جلب توجه کودک عالی است. بچههای کوچک نمیتوانند همزمان روی چند چیز تمرکز کنند. دن نام آنها موجب میشود به جای اطرافشان, روی شما و تان تمرکز کنند.۱۲.

صحبتکردن با لحنی جدیداشتن لحنی ضعیف منجر به مکالمهای ضعیف میشود._ چیزهای بیش از صرفا های شما را میکنند و به نحوه بیان کلمات نیز توجه میکنند. اگر جدی نباشید, آنها نیز شما را جدی نمیگیرند. باید میان ملایمت و قاطعیت تعادل ایجاد کنید تا کودک متوجه شود که عصبانی نیستید ولی فردی ضعیف هم نیستید.۱۳.

توجه به زبان بدن کودکگاهی بچه میگوید که خوب است اما زبان بدن او چیز دیگری میگوید._ گاهی احساسات خود را با زبان بدنشان (مانند دستبهسینهبودن یا انداختن شانهها) نشان میدهند. به کلمات و حرکات_ توجه کنید تا افکار و احساسات او را بهتر درک کنید. مثلاً اگر_ میگوید که روز خوبی در مدرسه داشته است اما از ارتباط چشمی امتناع میکند; احتمالا مشکلی پیش آمده است.۱۴. گوش کردن به جای ارائه راهحلگاهی_ فقط بهجایی گوشی شنوا هستند.

اگر_ درباره روز خود صحبت میکند به جای عجله برای حلکردن مشکل او بگذارید هایش تمام شود. درست است که نیت خوبی دارید اما_ باید احساس کند هایش شنیده و درک میشوند.۱۵. صحبتکردن با صدای معمولی موقع تنبیهکردن_فریادزدن نتیجه خوبی ندارد حتی اگر_ نیز فریاد بکشد. هرچه بیشتر فریاد بزنید_ نیز بیشتر یاد میگیرد که های شما بیاعتنایی کند. با_ آرام و محترمانه صحبت کنید تا متوجه شود که جدی هستید.

مثلاً به جای اینکه از آشپزخانه بزنید برای مدرسه آماده شو در_ خواب_ را بزنید و بگویید سرویس مدرسه تا یک ساعت دیگر میرسد. نمیخواهید برای رفتن به مدرسه آماده شوید؟۱۶. استفاده از کلمات مثبتکلمات منفی اثر خوبی روی_ نمیگذارند. به جای اینکه بگویید چه کاری را انجام ندهد روی کارهایی تمرکز کنید که باید انجام دهد.

کلمات مثبت و تشویقکننده سبب افزایش اعتماد به نفس_ میشوند و میتواند عادتهای بهتری را در خود شکل دهد.\مثلا به جای اینکه بگویید بازی در آشپزخانه ممنوع بگویید در اتاق نشیمن بازی کن که همه اسباببازیهایت آنجاست یا به جای اینکه بگویید اینقدر خودخواه نباش بگویید بچه خوبی هستی که اسباببازیهایت را به دیگران هم میدهی. این های مثبت بیشتر باعث دلگرمی_ میشوند.۱۷.

استفاده از عبارات سادهتر و کوتاهترهای طولی در بلندمدت نتیجه چندانی نخواهند داشت. به جای گریزدن و شکایتکردن درباره وظیفه یا کاری که_ باید انجام دهد خود را به یک ساده کنید. این _ بدون اینکه احساس کند او را تحقیر کردهاید دستور میدهید پیام را میفهمد. مثلاً به جای اینکه بگویید ۵ دقیقه پیش

نویسنده نوشته: ایمان صالحی

آواتار از  ایمان صالحی