در طول تاریخ همواره جنبشهای سیاسی و رهبرانی وجود داشتهاند که رویکردشان عوامگرایی یا بهدستآوردن دل مردم بوده است. این جنبشها را پوپولیستی و مکتب فکری آنان را پوپولیسم مینامند. رهبران پوپولیست تلاش میکنند با متقاعد کردن مردم به اینکه نخبگانجامعه برای نگرانیها و مسائل آنان اهمیتی قائل نیستند، خود را تنها نماینده واقعی مردم معرفی کنند. این جنبش از اواخر قرن نوزدهم در آمریکا آغاز شد و از آن زمان تاکنون بارها در سراسر جهان شاهد ظهور احزاب سیاسی، سیاستمداران و رهبرانی بودهایم که از این مکتب فکری پیروی میکنند.

تعریف پوپولیسم یا عوامگرایی چیست؟
پوپولیسم در لغت به معنای عوامگرایی است. دانشمندان علوم اجتماعی و سیاسی تعاریف مختلفی از پوپولیسم ارائه کردهاند، اما رایجترین تعریف آن رویکرد ایدهمحور است که پوپولیستها را با ایدهها و سخنانشان معرفی میکند. بر این اساس، پوپولیسم مبارزهای گسترده بین مردم جامعه خوب و اخلاقمند و نخبگان فاسد و خودخواه و توطئهگر است.
در رویکرد ایدهمحور، پوپولیستها معمولا مردم را با توجه به طبقه اجتماعیاقتصادی، قومیت یا ملیت تعریف میکنند. از سوی دیگر نخبگان را نهادی بیشکل میدانند که از نهادهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و رسانهای تشکیل شده است. با اعتقاد پوپولیستها، نخبگان منافع خود را هماهنگ با منافع گروههای ذینفع دیگر مانند مهاجران، اتحادیههای کارگری و شرکتهای بزرگ و مقدم بر منافع مردم میشمارند.
اگر بنای تعریف پوپولیسم را ایدههای پیروان آن قرار دهیم، ویژگیهای اساسی آن را میتوان در ایدئولوژیهای دیگر نظیر ناسیونالیسم، لیبرالیسم کلاسیک یا سوسیالیسم هم یافت. بنابراین پوپولیستها در هر نقطهای از طیف سیاسی، از محافظهکار گرفته تا آزادیخواه، قرار میگیرند.
رهبران جنبشهای پوپولیستی اغلب شخصیتهای کاریزماتیک مسلطی هستند که ادعا میکنند بهعنوان صدای مردم در دولت عمل میکنند. برای مثال دونالد ترامپ، رئیسجمهور پوپولیست آمریکا، در سخنرانی ژانویه ۲۰۱۷ اظهار کرد گروه کوچکی در پایتخت کشور ما، مدتی طولانی مزایای دولت را درو کردهاند؛ در حالی که هزینه آن را مردم ما متحمل شدهاند.
تعاریف دیگر پوپولیسم و مفهوم عوامفریبی
تعریف دیگری از پوپولیسم وجود دارد که برخلاف تعریف ایدهمحور، آن را نیرویی اجتماعی و رهاییبخش میداند. بر این اساس، پوپولیسم بهدنبال کمک به گروههای بهحاشیهراندهشده است که تلاش میکنند ساختارهای نظام حاکم را به چالش بکشند. اقتصاددانان گاهی پوپولیسم را با دولتهایی مرتبط میدانند که مخارج داخلی را بهجای مالیات از مردم، از طریق وامهای کشورهای خارجی تأمین میکنند و با این روش بهدنبال جذب رأیدهندگاناند، رویهای که اغلب به تورم شدید منجر میشود و در نهایت به اقدامات اضطراری برای رفع آن میانجامد.
تعریف منفیتری پوپولیسم را مترادف عوامفریبی میداند که به معنای دادن پاسخهای ساده و پرآبوتاب به مسائل پیچیده است. همچنین گاهی آن را با فرصتطلبی سیاسی یکی میدانند که تلاشی است برای جلب رضایت رأیدهندگان بدون در نظر گرفتن راهحلهای دقیق و منطقی برای رفع مشکلات جامعه.
پوپولیسم از نمایندگی سیاسی و هر چیزی که میانجی رابطه مردم با رهبر یا دولت باشد انتقاد میکند و در دموکراسیترین شکل خود بهدنبال دفاع از منافع و به حداکثر رساندن قدرت شهروندان عادی از طریق اصلاحات و نه انقلاب است.
تاریخچه پوپولیسم
گفته میشود آغاز پوپولیسم به دوران ریاستجمهوری اندرو جکسون در آمریکا و تشکیل حزب پوپولیست در سال ۱۸۹۲ برمیگردد. از آن زمان تاکنون، این مکتب سیاسی بارها در آمریکا و سایر حکومتهای دموکراتیک در سراسر جهان، با درجات مختلفی از موفقیت ظهور کرده است. مانند سایر نقاط جهان، در آمریکا هم جنبشهای پوپولیستی ادعا میکنند که نماینده مردم عادی در مبارزه ما در برابر آنها علیه نخبگان هستند. اولین رئیسجمهور پوپولیست آمریکا اندرو جکسون بود و آخرین آنها تا زمان نگارش این مقاله دونالد ترامپ بوده است.
اندرو جکسون؛ رئیسجمهور خلق
اندرو جکسون از سال ۱۸۲۹ تا ۱۸۳۷ رئیسجمهور آمریکا بود و او را رئیسجمهور خلق مینامیدند. در این واقعیت که او اولین رهبر پوپولیست آمریکایی بوده است، تردیدی نیست. مشخصه ریاستجمهوری جکسون مخالفت او با نهادهای دولتی پیشین بود. او دست دولت را از بانک دوم آمریکا و سپس بانک ملی این کشور کوتاه کرد و خواستار نافرمانی از بسیاری از احکام دیوان عالی آمریکا یا ابطال آنها شد. او استدلال میکرد که مایه تأسف است که ثروتمندان و قدرتمندانجامعه میتوانند قوانین حکومت را در جهت اهداف خودخواهانه خود منحرف کنند.
حزب پوپولیست؛ اولین حزب سازمانیافته پوپولیستی
پوپولیسم در قالب جنبشهای سیاسی سازمانیافته از سال ۱۸۹۲ و با ظهور حزب پوپولیست در آمریکا آغاز شد. این حزب عمدتا بین کشاورزان جنوب و غرب آمریکا طرفدار داشت و بخشهایی از خطمشی حزب گرینبک را پذیرفت از جمله ممنوعیت مالکیت زمینهای کشاورزی آمریکا برای اتباع خارجی و قوانین ایالتی گرنجر درباره کنترل هزینه حملونقل محصولات کشاورزان به بازار از طریق راهآهن.
نقش زنان در حزب پوپولیست
از سازماندهی گردهماییها و سخنرانی در آنها گرفته تا مقالهنویسی درباره برنامه کاری حزب، زنان نقش مهمی در حزب پوپولیست ایفا کردند؛ با این حال تا حدود سه دهه بعد هم به آنان حق رأی داده نشد! حزب پوپولیست از جنبش اعتدال و ممنوعیت برای محدودیت و ممنوعیت مصرف الکل، غیرقانونی کردن مونوپولی (انحصارگرایی) و تبانی تولیدکنندگان برای تعیین قیمتها که به ضرر مصرفکنندگان بود، حمایت کرد.
پرهیز از توسل به آرای سیاهپوستان
رهبران حزب پوپولیست به دلیل ترس از زدن برچسب ضدسفید به آنان، از متوسل شدن به آرای سیاهپوستان پرهیز میکردند. آنان امیدوار بودند با ترویج سیاستهای اجتماعی و اقتصادی خاصی که به نفع هر دو نژاد بود، به رأیدهندگان سفیدپوست اطمینان دهند که این سیاستها به معنای حمایت از برابری نژادی نیست. حتی برخی از اعضای بانفوذ حزب در جنوب آمریکا، علنی از قوانین مربوط به برتری سفیدپوستان نظیر قوانین جیم کرو حمایت کردند تا مخالفی برای خود نتراشند.
جیمز بی. ویور، نامزد حزب پوپولیست برای ریاستجمهوری در انتخابات سال ۱۸۹۲، توانست در اوج محبوبیت بیست و دو رأی الکترال به دست آورد که همگی از ایالتهای منطقه دیپ ساوث بودند. با این حال این حزب که نتوانست حمایت رأیدهندگان شمالی را به دست آورد، کمکم محبوبیت خود را از دست داد و تا سال ۱۹۰۸ منحل شد.
هوی لانگ؛ سناتور ترورشده آمریکا
<figcaption id="caption-attachment-۲۸۸۸۰۹" class="wp-caption-text"سناتور ترورشده آمریکا؛ هوی لانگهوی لانگ از ایالت لوئیزیانا که سخنوری پرآبوتاب و سبک کاریزماتیکش مشهور است، اولین جنبش سیاسی پوپولیستی موفق قرن بیستم را برپا کرد. لانگ از یک کرسی در کمیسیون راهآهن لوئیزیانا در سال ۱۹۱۸، موجی از حمایت مردمی را به دلیل وعدههایش در دوران رکود بزرگ در سال ۱۹۲۸ به دست آورد. او از سال ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۵ فرماندار ایالت لوئیزیانا بود. محبوبیت لانگ عمدتا به لطف تلاشهایش برای پایان دادن به مونوپولیهای آن ایالت افزایش یافت که مهمترین آنها مبارزه خطرناک او برای متلاشی کردن مونوپولی استاندارد اویل جان دی. راکفلر بود.
لانگ در دوران فرمانداری، سلطه خود بر سیاست لوئیزیانا را تثبیت کرد. او به پلیس قدرت اجرایی بیشتری اعطا کرد و دوستانش را به ریاست سازمانهای دولتی گمارد. همچنین با اخذ مالیات از ثروتمندان برای تأمین بودجه آموزش، زیرساختها و برنامههای انرژی، حمایت عمومی بیشتری به دست آورد.
در سال ۱۹۳۰، لانگ در حالی که با انتخاب فرماندار دستنشاندهاش قدرت خود را در لوئیزیانا حفظ کرد، عضو مجلس سنای آمریکا شد و سپس برای نامزدی ریاستجمهوری شروع به برنامهریزی کرد. او با امید به افزایش محبوبیت خود، پیشنهاد تأسیس یک باشگاه ملی برای به اشتراک گذاشتن ثروت را مطرح کرد که ظاهرا میتوانست توزیع مجدد ثروت و پایان دادن به نابرابری درآمد را در پی داشته باشد. او با استفاده از روزنامه و ایستگاه رادیویی خود برنامههایی برای مبارزه با فقر ارائه کرد که به گفته او بسیار فراتر از طرح نیو دیل فرانکلین دی. روزولت، یکی از مشهورترین رؤسای جمهور آمریکا، بودند.
اگرچه خیلیها از او به عنوان نامزد حزب دموکرات در سال ۱۹۳۶ حمایت کردند، هوی لانگ نتوانست رئیسجمهور شود. او ۸ سپتامبر ۱۹۳۵ در ۴۲ سالگی در باتن روژ لوئیزیانا ترور شد. نام او بر بسیاری از اماکن این ایالت، از پل و کتابخانه گرفته تا مدارس و سایر ساختمانهای عمومی، یاد او را زنده نگه میدارد.
جورج والاس؛ فرماندار ایالت آلاباما
<figcaption id="caption-attachment-۲۸۸۸۰۸" class="wp-caption-text"جورج والاس؛ فرماندار آلاباماوالاس در سال ۱۹۶۳ به عنوان فرماندار آلاباما انتخاب شد و با تلاشهایی که برای جلوگیری از ورود دانشجویان سیاهپوست به دانشگاه آلاباما کرد، در سراسر کشور به شهرت رسید. والاس به کمک برنامه پوپولیسم اقتصادی خود که ادعا میکرد به نفع مردم عادی است، منصب فرمانداری را به دست آورد. او چهار بار نامزد انتخابات ریاستجمهوری شد و هر بار ناموفق بود؛ اولین شکست او به عنوان یک دموکرات در سال ۱۹۶۴ در مقابل لیندون جانسون رقم خورد.
نژادپرستی جزئی از برخی جنبشهای پوپولیستی بوده است و جورج والاس از موفقترین آنها محسوب میشود، هرچند بارها ادعا کرد سخنرانیهای آتشین جداییطلبانه او صرفا شعارهای سیاسی است و هدفی جز جلب حمایت مردمی ندارد. والاس در طول سومین نامزدی خود برای ریاستجمهوری در سال ۱۹۷۲، تفکیک نژادی را محکوم کرد و مدعی شد که همیشه در مسائل نژادی میانهرو بوده است.
پوپولیسم در قرن بیست و یکم
قرن بیست و یکم شاهد موجی از جنبشهای پوپولیستی فعال در هر دو جناح محافظهکار و آزادیخواه بود.
حزب چای در دوران اوباما
<figcaption id="caption-attachment-۲۸۸۸۰۷" class="wp-caption-text"نماد حزب چایحزب چای که در سال ۲۰۰۹ شکل گرفت، یک جنبش پوپولیستی محافظهکار بود که عمدتا با سیاستهای اجتماعی و اقتصادی باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا، مخالفت میکرد. این حزب با تمرکز بر مجموعهای از تئوریهای توطئه و باورهای نادرست درباره اوباما، حزب جمهوریخواه را به سمت لیبرترینیسم راست سوق داد.
برنی سندرز؛ سناتور مستقل ورمونت
<figcaption id="caption-attachment-۲۸۸۸۰۵" class="wp-caption-text"برنی سندرز؛ سناتور آمریکارقابت برای نامزدی ریاستجمهوری سال ۲۰۱۶ حزب دموکرات، نمایشی از نبرد بین سبکهای پوپولیستی آزادیخواه بود. برنی سندرز، سناتور مستقل ایالت ورمونت که معمولا با دموکراتهای سنا همرای است، با هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه سابق و سناتور ایالات متحده، مخالف بود. هرچند او در نهایت نامزدی ریاستجمهوری را از دست داد، به دلیل ارتباطش با سوسیالیسم برای اجرای یک کمپین بسیار محبوب که خطمشی برابری درآمد و گرفتن مالیات بیشتر از ثروتمندان را ترویج میکرد، توانست از انتقادات جان سالم به در ببرد.
دونالد ترامپ؛ رئیسجمهور سابق آمریکا
<figcaption id="caption-attachment-۲۸۸۸۰۴" class="wp-caption-text"دونالد ترامپ؛ رئیسجمهور سابق آمریکادر انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۶، دونالد ترامپ، میلیونر جمهوریخواه که در کار املاک و مستغلات است، هیلاری کلینتون را شکست داد و به رغم از دست دادن آرای مردم، اکثریت آرای الکترال را به دست آورد. ترامپ با استفاده از شعار آمریکا را دوباره بزرگ کنیم، یکی از موفقترین کمپینهای پوپولیستی در تاریخ ایالات متحده را اجرا کرد. او قول داد تمام دستورالعملهای اجرایی اوباما و مقررات فدرال را که به ایالات متحده آمریکا آسیب میزنند لغو کند. برای مثال مهاجرت قانونی را کاهش دهد، یک حصار امنیتی به منظور جلوگیری از مهاجرت غیرقانونی در امتداد مرز ایالات متحده و مکزیک ایجاد کند و نوعی موضع انزواطلبی قاطعانه در برابر کشورهای دیگر، از جمله برخی از متحدان آمریکا، اتخاذ کند.
آرمانهای پوپولیستی
ایدئولوژیهای سیاسی راست یا چپ بر مواضع جنبشها و احزاب پوپولیستی در مسائل اقتصادی و فرهنگی مانند توزیع مجدد ثروت، ملیگرایی و مهاجرت اعمال میشوند. احزاب پوپولیستی راست و چپ در جنبههای اصلی رقابت خود با هم تفاوت دارند. برای مثال پوپولیسم جناح راست عمدتا در جنبه فرهنگی رقابت میکند، اما پوپولیسم جناح چپ در جنبه اقتصادی این کار را انجام میدهد.
پوپولیسم جناح راست
جنبشهای پوپولیستی جناح راست معمولا از ناسیونالیسم، محافظهکاری اجتماعی و ناسیونالیسم اقتصادی حمایت میکنند. آنان در راستای حفاظت از اقتصاد کشور در برابر رقابت خارجی، از تولیدات داخلی حمایت میکنند.
پوپولیستهای راستگرا که عمدتا محافظهکارند، تمایل دارند بیاعتمادی به علم، برای مثال در زمینه گرمایش جهانی یا تغییرات آب و هوا، را ترویج کنند. آنان با سیاست مهاجرت محدود موافقاند.
کاس ماد، دانشمند علوم سیاسی هلندی که بر افراطگرایی سیاسی و پوپولیسم تمرکز دارد، استدلال میکند که مفهوم اصلی پوپولیسم جناح راست مردم است. با این حال، ماد بر این باور است که اصطلاح بومیگرایی بهتر از ناسیونالیسم این مفهوم را بیان میکند؛ نوعی بیگانههراسی که ادعا میکند تقریبا همه افراد غیربومی باید از کشور حذف شوند.
در حوزههای سیاست اجتماعی، پوپولیستهای راست تمایل دارند با افزایش مالیات شرکتهای ثروتمند و بزرگ برای مقابله با نابرابری درآمد، مخالفت کنند. معمولا هم با مقررات دولتی که اختیارات شرکتهای خصوصی برای انجام تجارت را محدود میکنند، مخالفاند.
در اروپا، پوپولیسم جناح راست با سیاستمداران و احزاب سیاسی مخالف مهاجرت، به ویژه از کشورهای مسلمان، مرتبط است. این احزاب از اتحادیه اروپا و ادغام اروپا انتقاد میکنند. در غرب، از جمله آمریکا، پوپولیسم جناح راست بیشتر با ضدمحیطگرایی، ملیگرایی فرهنگی، مخالفت با جهانیشدن و بومیگرایی همراه است. البته برخی از پوپولیستهای راستگرا از گسترش برنامههای رفاهی فقط برای یک طبقه لایق منتخب حمایت میکنند؛ رویهای که به شوونیسم رفاه مشهور است.
پوپولیسم جناح چپ
<figcaption id="caption-attachment-۲۸۸۸۱۱" class="wp-caption-text"اشغال وال استریت؛ روی پلاکارد نوشتهاند: بدهی شما چقدر است؟پوپولیسم جناح چپ که پوپولیسم اجتماعی نیز نامیده میشود، سیاست آزادیخواهی سنتی را با مضامین پوپولیستی ترکیب میکند. پوپولیستهای چپ ادعا میکنند که آرمان آنان در مبارزات اجتماعیاقتصادی خود علیه تشکیلات، منافع مردم عادی است. خطمشی پوپولیست جناح چپ علاوه بر نخبهستیزی، شامل برابری اقتصادی، عدالت اجتماعی و شک و تردید به جهانیشدن است. این انتقاد از جهانیسازی تا حدی به احساسات ضدنظامیگری و ضدمداخلهگرایی نسبت داده میشود که در نتیجه عملیات نظامی آمریکا در مناطقی مانند خاورمیانه بین پوپولیستهای چپ رایج شده است.
شاید یکی از واضحترین نشانههای پوپولیسم چپ جنبش اشغال وال استریت در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۱ باشد. این جنبش نشان داد چطور فقدان دموکراسی واقعی به نابرابری اجتماعی و اقتصادی در سراسر جهان منجر میشود. جنبش اشغال که گاهی به اشتباه آن را به استفاده از فنون آنارشیستی متهم میکردند، تلاش کرد برابری اجتماعی و اقتصادی را با شکل جدیدی از دموکراسی و حتی خشونت به دست آورد. برخی از نگرانیهای اصلی این جنبش تضعیف دموکراسی با توزیع نامتناسب ثروت بین اقلیت نخبه بود، چیزی که عامل آن شرکتهای بزرگ، سیستم بانکداری و سرمایهگذاری جهانی بودند. برخلاف پوپولیسم جناح راست، احزاب پوپولیست جناح چپ تمایل دارند ادعا کنند که از حقوق اقلیتها و برابری نژادی حمایت میکنند. آنان بر این باورند که ملیت را نمیتوان فقط با قومیت یا فرهنگ تعریف کرد.
ویژگیهای مهم پوپولیستی
دموکراسیهای پارلمانی از آن نوع که در ایالات متحده رایج است، بر اساس نوعی سیستم کثرتگرایی بنا شدهاند، سیستمی که ارزشها و منافع همه گروههای مختلف را به رسمیت میشناسد. البته پوپولیستها کثرتگرا نیستند. آنان فقط منافع گروههایی را مشروع میدانند که بتوان آنها را مردم نامید.
سیاستمداران پوپولیست اغلب طوری لفاظی میکنند که به برانگیختن خشم، ترویج تئوریهای توطئه، ابراز بیاعتمادی به نخبگان و ترویج ناسیونالیسم افراطی کمک کند. دکتر بنجامین موفیت در کتاب خود با عنوان ظهور جهانی پوپولیسم استدلال میکند که رهبران پوپولیست به حفظ نوعی وضعیت اضطراری تمایل دارند. وضعیتی که در آن مردم دائما در معرض تهدید نخبگان یا بیگانگان هستند.
وابستگی پوپولیسم به اقتدارگرایی و اعتماد نکردن آن به سیستم حاکم به ظهور رهبران قوی منجر میشود. این احساسات عمومی پوپولیستی را هوگو چاوز، رئیسجمهور فقید ونزوئلا، به بهترین نحو بیان کرد من یک فرد نیستم، من مردم هستم.
وضعیت پوپولیسم جهان
به گفته مؤسسه تونی بلر برای تغییرات جهانی، تعداد قدرتهای پوپولیست در سراسر جهان و خارج از آمریکا از سال ۱۹۹۰ تاکنون افزایش یافته است. به جز کشورهای آمریکای لاتین و اروپای شرقی و مرکزی که پوپولیسم به طور سنتی در آن مناطق رایج است، در آسیا و اروپای غربی هم شاهد رواج پوپولیسم هستیم.
پوپولیسم که بیشتر در دموکراسیهای در حال ظهور مشاهده میشد، اکنون در دموکراسیهای قدیمی قدرت گرفته است. از سال ۱۹۵۰ تا سال ۲۰۰۰، پوپولیسم با سبک سیاسی و خطمشی رهبران آمریکای لاتین مانند خوان پرون در آرژانتین و هوگو چاوز در ونزوئلا شناسایی شد. در اوایل قرن بیست و یکم، رژیمهای اقتدارگرای پوپولیستی در کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین، به ویژه مجارستان و برزیل، به وجود آمدند.
مجارستان؛ ویکتور اوربان
<figcaption id="caption-attachment-۲۸۸۸۰۳" class="wp-caption-text"ویکتور اوربان؛ نخستوزیر مجارستانپس از انتخاب شدن ویکتور اوربان برای دومین دوره نخستوزیری مجارستان در مه ۲۰۱۰، حزب پوپولیستی او با عنوان فیدس یا حزب مدنی مجارستان پیوسته در حال حذف یا کمرنگ کردن عناصر اساسی سیستمهای دموکراتیک در کشور بوده است. اوربان خود را مدافع دولت غیرآزادیخواه معرفی میکند، سیستمی که هرچند در آن انتخابات برگزار میشود به دلیل فقدان آزادیهای مدنی، شهروندان از دانستن حقایق مربوط به فعالیتهای رهبران خود محروماند. او از همان ابتدا سیاستهای خصمانهای درباره افراد دگرباش جنسی (LGBTQ) و مهاجران اتخاذ کرد و مطبوعات، مؤسسات آموزشی و قوه قضاییه را تحت فشار قرار داد.
اوربان برای انتخاب مجدد در سال ۲۰۲۲، با شش حزب مخالف از چپ تا راست افراطی روبرو شد که همه برای برکناری او تشکیل شده بودند. با این حال او باز هم موفق شد مقام نخستوزیری مجارستان را حفظ کند.
برزیل؛ ژائیر بولسونارو
<figcaption id="caption-attachment-۲۸۸۸۰۲" class="wp-caption-text"ژائیر بولسونارو؛ رئیسجمهور برزیلژائیر بولسونارو پوپولیست راست افراطی برزیل است که در انتخابات ریاستجمهوری این کشور در اکتبر ۲۰۱۸ پیروز شد. برخی نگران بودند که او علنی از دیکتاتوری نظامی وحشیانهای تمجید کرده است که سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۸۵ بر برزیل حاکم بود. این برای دموکراسی جدیدی که برزیل به سختی به دست آورده بود زنگ خطری آشکار به حساب میآمد. برخی دیگر اطمینان دادند که مطبوعات و قوه قضاییه کاملا مستقل این کشور هرگونه سیاست اقتدارگرایانهای را که او بخواهد اجرا کند، سرکوب خواهند کرد.
بولسونارو در اول ژانویه ۲۰۲۳ برکنار شد. او در سال ۲۰۲۲ با انتقادهای زیادی به خاطر سوءمدیریت در اقتصاد و در مقابله با کرونا روبرو شد. اندکی قبل از اینکه این کشور دچار یکی از بدترین بلایای قرن حاضر یعنی کووید ۱۹ شود، بولسونارو به برزیلیها اطمینان داد که این بیماری تنفسی چیزی بیشتر از یک آنفلوانزای ساده نیست. او با این فرض نادرست و با هدف سرپا نگه داشتن اقتصاد کشور، با قرنطینه مخالفت کرد و ماسک زدن را تحقیر کرد. او حتی اظهار داشت که به واکسن کرونا اعتماد ندارد. دادگاه عالی برزیل دستور تحقیقات رسمی درباره اظهارات بولسونارو در ۲۴ اکتبر سال ۲۰۲۱ را صادر کرد. او در آن زمان ادعا کرده بود که واکسنهای کرونا ممکن است احتمال ابتلا به ایدز را افزایش دهند.
سخن پایانی
در این مقاله، درباره پوپولیسم یا عوامگرایی صحبت کردیم و دیدیم که هدف پوپولیستها جذب مردم و دور کردن آنان از نخبگانجامعه است. با این حال پوپولیسم معاصر اغلب با شکلی اقتدارگرایانه از سیاست همراه است. سیاست پوپولیستی حول محور رهبران کاریزماتیک میچرخد که برای تحکیم قدرت خود به اراده مردم متوسل میشوند و ادعا میکنند که تجسم اراده مردماند.
در این شکل شخصیشده از سیاست، احزاب سیاسی اهمیت خود را از دست میدهند. انتخابات هم به جای آنکه وفاداری مردم را نشان دهد، در خدمت تأیید اقتدار رهبر است. برخی از اشکال پوپولیسم اقتدارگرا با ناسیونالیسم افراطی، نژادپرستی، توطئهافکنی و قربانی کردن گروههای بهحاشیهراندهشده همراهاند. هریک از آنها در تثبیت قدرت رهبر، انحراف توجه عمومی از شکستهای او و پنهان کردن ماهیت حاکمیت یا علل واقعی مشکلات اقتصادی یا اجتماعی از مردم نقش دارند.
نظر شما راجع به پوپولیسم چیست؟ آیا آن را تأیید میکنید یا با آن مخالفید؟ لطفا دیدگاههایتان را با ما در میان بگذارید.