او ابتدا پرسید اصفهان کجاست؟ و پاسخ داد برای من به مثابه یک معمار، اهمیت اصفهان در سازماندهی فضایی مدام آن است که توانایی وجود ما را در شهری که ترکیبی از معماری، فضا، طبیعت و زندگی روزمره مردم است، فراهم میکند.
عرب زایندهرود را تنها رودی دانست که پایش را به شهر میگذارد و رام و اهلی میشود. او افزود زایندهرود اهلی میشود چون با زندگی ما سازگار میشود و با مردم شهر همزیستی میکند. زایندهرود فقط عبور نمیکند بلکه در جایجای زندگی شهری ما وجود دارد و این اهمیت آن را برای اصفهان دوچندان میکند.
در بخش دیگری از سخنرانی، وی به جایگاه پلها در مسیر زایندهرود پرداخت وقتی به پل به مثابه مقصد نگاه میکنیم و قضیه فقط حرکت نیست بلکه مکث بین آب معنا مییابد، ذهن ما به سیوسهپل و پل خواجو میرود. اینجاست که پل به مکانی برای بودن، شدن، زیستن و تواناییکردن آب تبدیل میشود، نه فقط عبور از آب.